یه روز عالی
روز مبعث خونه خاله سمانه دوست دوران دبیرستان مامان دعوت بودیم قرار بود بعد از سیزده سال دوستان دبیرستانی همدیگرو اونجا ببینیم خیلی روز عالی و به یادماندنی بود و خاله سمانه کلی زحمت کشیده بود تورو باخودم نبردم رفته بودی خونه مامان مریم ولی خاله ها خیلی دلخور شدن از اینکه تنها رفته بودم قرار شد روز مهمونی خونه خودمون حتما خونه باشی تا ببینت بعد از مهمونی با بابا اومدیم دنبالت و بردیمت پارک البته شما قبلش با عمو امیدت پارک رفته بودی ولی بازم خیلی ذوق کردی و حسابی خوش گذروندی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه روز عالی
